<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749</id><updated>2012-02-12T12:39:34.764-08:00</updated><title type='text'>سخن نخست</title><subtitle type='html'>تارنمای فرهنگی خبری -   
تحلیل خبرها و نوشتارهای فرهنگی و اجتماعی -
زرتشتیان خارج از ایران</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>15</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-1600753288115249252</id><published>2011-08-12T11:21:00.001-07:00</published><updated>2012-02-12T12:39:34.776-08:00</updated><title type='text'>خردگرایی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #ff0000; font-size: 14pt;" style="color: red; font-size: 14pt;"&gt;&lt;strong&gt;آیا حفظ آداب و سنن  فرهنگی ایرانی به معنی رد خردگرایی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;&amp;nbsp;&lt;span data-mce-style="color: #808080; font-size: 8pt;" style="color: grey; font-size: 8pt;"&gt;جمشید  کیومرثی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;خردگرایی  یعنی&amp;nbsp;باورنداشتن به کشف و شهود در دین و&amp;nbsp;همین تعریف ساده سبب شده که خردگرایی نقش ضددین را در الهیات ایفا &amp;nbsp;کند. خردگرایان اعتقاد داشتند  که اصول و بنیادهای دینی، اموری درونی و بدیهی هستند و در نتیجه دین را موضوعی فطری می دانستند. اینان&amp;nbsp;برای نشان دادن اختلاف میان دین شهودی و عقل گرایی، دکارت با جمله معروفش که می گفت :« می  اندیشم پس هستم» را نخستین اندیشه برانگیز جهان می دانستند ، غافل از آن که همین ادعا می توانست  برای رد خردگرایی مورد استفاده قرار گیرد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;اما آنچه ما امروز با  در نظر آوردن مجموعه ای ناکامل از ادیان و باورهای مختلف به عنوان «دین» و «دین  خویی» می شناسیم با آنچه که در آن دوران می شناختند تفاوت های بی شماری دارد. آن  زمان دین را تنها ادیان الهی- ابراهیمی می دانستند. همان سطح از شناختی که مارکس  تحت نام« استبداد شرقی» از حکومت های شرقی داشت را می توان قیاس خوبی برای درک  شناخت فیلسوفان آن زمان در امر شناخت « دین خویی» دانست.&lt;br /&gt;برای فهم «دین خویی» در آن زمان اما  باید دایره ای مجازی را در ذهن خود مجسم کنیم که در داخل آن دایرۀ کوچکتری وجود  دارد.آن دایرۀ مرکزی در دید سنت گرایانه «حقیقت مطلق» بود. یعنی حقیقتی که تام بود  و عاری از هر رنگی. این دایره ی مرکزی را باید به چشم همان وحی بنگریم که به باور پیروان ادیان ابراهیمی از طریق پیامبر ،رسول یا"قلم" (در اسلام)،لوگوس یا  کلمه (در مسیحیت)&amp;nbsp;و… به جوامع بشری پای می گذارد. تا آنکه به تریج و در طول زمان «سنت» با همه ی گستردگی و فراگیری اش ظهور کند و مساحت همه ی دایرۀ  بزرگتر را در بر گیرد منهای آن دایرۀ مرکزی کوچکتر. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;بر مبنای این تجسم ساده، سنت دارای دو بعد: ایدئولوژیک ( دایره کوچک تر) و تاریخی ( دایره ی بزرگ تر) می باشد . یکی «حقیقت مطلق» به نام الهام است که برای برخی از پیغمبران سامی آنقدر دور از انتظار و نامأنوس می نموده که دعوت به "قلم" شده اند و نوشتن آنچه به آنان" الهام" می شده.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 13px;"&gt;وهمین باور به حقیقت مطلق بود که چون به زبان در آمد ،حواریونی را ملزم به نوشتن آن کرد تا به نام کتاب آسمانی، مومنانی را چنان شیفته ی خود کنند که دستوراتش را بی چون و چرا در زندگی روزمره به کار برند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 13px;"&gt;در واقع باور جمعی بر این قرار داشته و دارد که «حقیقت مطلق» آن است که بر قلب پیامبران ابراهیمی نازل می شود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt;"&gt;این بخش از قوانین شهودی البته که دردایره ی کوچک فرضی ما قرار دارد و دیگری را که می توان " همرنگی با جامعه" و یا" سازگاری" اش خواند، «شکل تاریخی» و ماندگار شده ی همان اندیشه های ساده ی اولیه است که در طول زمان تغییر شکل داده و افراد زیادی را برای آنکه همرنگ جماعت باشند با خود همراه کرده است. این بخش که سطح زیادی از دایره ی فرضی ما را پوشش می  دهد بیشتر در اثر " اقتدار" دینی منبعث از شیوه ی "سازگاری" مردم با واقعیت های موجود حاکم بر جامعه می باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-jkxzpd3Zf_E/TzMgnqFb2iI/AAAAAAAACI0/Ueo4-619_3g/s1600/8090.gif" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/-jkxzpd3Zf_E/TzMgnqFb2iI/AAAAAAAACI0/Ueo4-619_3g/s1600/8090.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;i&gt;&lt;u style="background-color: white;"&gt;&lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;کتاب های آسمانی ادیان ابراهیمی در درون دایره ی کوچک تر قرار دارد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;/i&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;هر چقدر«حقیقت مطلق» از آن یکپارچه&amp;nbsp;بودن خارج می شد ،&amp;nbsp;رنگارنگ تر می شد و«شکل  تاریخی» اش به وسیله ی دکان داران دینی تغییر &amp;nbsp;می کرد،تا سرانجام&amp;nbsp;یک دستی اش را از دست داد. اینجا بود که رنگ  های&amp;nbsp;گوناگون&amp;nbsp;از سنن مختلف و هر یک تحت نام شعایر الهی اما با آداب و رسوم و شیو های متفاوت به وجود&amp;nbsp;آمدند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt;"&gt;در میان پیروان ادیان ابراهیمی «سنت» به عنوان شریعت دین مطرح شد تا بی هیچ تبعیضی همه آداب و سنن دینی و مذهبی و شعایر نماز و روزه و حج در میان اقوام  مذهبی را در بر گیرد. امامان و پاپ ها "اقتدار" گرفتند و روز به روز مردم بیشتری به خاطر همرنگ شدن با جماعت " مقتدر" و یا" اکثریت" زیر سلطه ی آنان کمر خم کردند. اما در ادیان شرقی،مانند "مزدیسنی" دایره ی کوچک تر به عنوان جهان بینی ساده و بدون خرافات در طول سالیان دراز به صورت دست نخورده و یک شکل باقی ماند. آنچه در درازای تاریخ به این فلسفه ی حقیقی افزوده می شد چیزی نبود جز برآیندهای تاریخی و فرهنگی پیروان آن. بنابراین سنت های برآمده از فلسفه ی دین مزدیسنی را نمی توان اشکال تغییر رنگ و روی داده ی فلسفه ی اصلی آن دانست. هیچ یک از سنت های مرسوم در میات زرتشتیان رنگ وبوی شعایر مذهبی به خود نگرفته و می توان همه را به یک باره و با برهان قاطع از فلسفه ی گاهانی اشو زرتشت جدا دانست.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-6jXVN_R0u-w/TzK96fbwFRI/AAAAAAAACIs/17GCoj_49ig/s1600/mandalaconcentriccircles+copy.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/-6jXVN_R0u-w/TzK96fbwFRI/AAAAAAAACIs/17GCoj_49ig/s1600/mandalaconcentriccircles+copy.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana, sans-serif; font-size: xx-small;"&gt;&lt;i&gt;&lt;u&gt;با رنگارنگ شدن دایره ی کوچک تر، دایره ی بزرگ هم یک دستی اش را از دست می دهد&lt;/u&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;اما چه چیزی سبب می شود که این آداب و رسوم از دل تاریخ کهن سال ایران و ایرانی سربر آورند و هنوز هم توسط همین تعداد زرتشتیان برجای مانده در ایران، اجرا شوند. "ادوارد تایلر" عقیده دارد که آن چه سبب پایداری اینگونه سنت ها شده و از زوال و فراموشی به دور نگه داشته است همانا فایده و کاربست آنها در طول عمر آنهاست. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 13px;"&gt;جامعه شناسان خردگرا اما سعی کردند&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt;"&gt;با مشاهده رفتارها و باورهای دینی پیروان ادیان  الهی-ابراهیمی، &amp;nbsp;تعریفی ابتدایی از «سنت» به دست  بدهند. و شوربختانه درست به همین خاطر برخی از آنان چون وبر و دورکهایم  «سنت» را معادل خامی ، دوران بیماری ها ، استبداد های سیاسی و اسارت انسان در بند  عقاید خرافی &amp;nbsp;تعریف کردند و مارکس با برچیدن بساط دین همه انواع آن را افیون توده نامید. اینان بر تمامی قوانین جهان شمولی که تا پیش از آن مورد پذیرش سنت گرایان  بود، بی مهابا خط بطلان کشیدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;درهمین دوره "نوگرایی" بود که فیلسوفان اروپایی سنت های خوب برآمده از فلسفه های شرقی و ایرانی و یونانی را نیز در همان زندانی به اسارت کشاندند که سنت های ادیان ابراهیمی را قرار داده بودند. در پی اسارت  همه ی گونه های « سنت»،&amp;nbsp;نو فیلسوفانِ "نوگرایی" که خود را بر جای پیامبران الهی می  دیدند و اینبار بهشت زمینی را به انسان ها نوید می دادند همچون "هابر ماوس" و نئو  مارکسیست ها یی چون "مارکوزه" و "آدورنو" دست به شکستن همه «اساطیر تاریخی»زدند و بر  اساس نظریات «خردگرایانه» و «انسان محورانه»، خود را به جای اساطیر کهن و به ویژه  «انسان سنت گرا» بر تخت سلطنتی دیدند که می توانست زندگی انسان بر روی زمین را همطراز با  زندگی در بهشت آرمانی سنتی ارتقاء دهد.&lt;br /&gt;اگر&amp;nbsp;" نوگرایی"به مقابله با سنت دست زد و مهم تر از آن در مرکز و قلب آن دایره ی فرضی ما به نفی و رد دین-دراشکال مختلف- می پرداخت ،"پسا نوگرایان"&amp;nbsp;اما  قواعد بازی را از نو چیدند و با دادن گونه ای آزادی به سنت ،در واقع آن را در رده  ای هم سطح با دیگر فضاهای فکری قرار دادند و جوهر تمامیت خواه و فراگیرندۀ آن را به طور کامل نفی کردند.&lt;br /&gt;انقلابی های ایران اما در راه درازی که از پیش از انقلاب اسلامی تا مهاجرتشان به خارج داشتند هیچگاه فلسفه&amp;nbsp;"پسا نوگرایی"&amp;nbsp;را نشنیدند. در کِش و قوس هایی  که هنگام خروجشان از ایران در زندگی شان پیش آمد وقتی برایشان باقی نگذاشت تا مطالعاتشان را تعقیب  کنند. اینان بر اساس مکتب هایی که شیفته شان شده بودند و با مشاهده قدرتمند شدن  حکومت دینی در ایران ، دین گریز تر شدند و همه تقصیرها را به گردن دین و دین خویی  گذاشتند. درجه دین گریزی شان با ترازوی کارنامه جمهوری اسلامی سنجیده می شد و بر  اساس اتفاقات پیش آمده با بازخوانی ایدئولوژی های مارکسیستی دوره ی نوگرایی روز به روز بر نفرتشان  به دین افزوده می شد.&lt;br /&gt;این اتفاق برای تعداد بسیار انگشت شمار از زرتشتیان انقلابی پیش از انقلاب که چشم و  گوش بسته تر از همه به دام توده و خلق گرفتار شده بودند از این هم بدتر بود. جامعه  زرتشتیان پیش از انقلاب به خاطر آسان گیری بیش از حد در شریعت و عدم رعایت کامل اصول دینی  چیزی برای عرضه کردن به فرزندانش نداشت و در نتیجه این تساهل غیر عامدانه، جوانان بی تجربه اش را به راحتی به  دست ایدئولوژی هایی که داعیه خردگرایی و انسان محوری داشتند، سپرده و فراموش کرد.  در این گیرودار انقلاب و عوامفریبی های انقلابیون سرخ و سیاه بود که جمع بیشتری از جوانان زرتشتی در دامی از داگماتیزم خلقی  و ارتجاع علوی گرفتار آمدند و با همان اندوخته های ذهنی قدیمی شان راهی خارج از  کشور و بیشتر آمریکا شدند.&lt;br /&gt;این گروه از جوانان زرتشتی در حالی به آمریکا رسیدند که تعدادی اندک  از ثروتمندان زرتشتی به استقبالشان آمدند. مهاجران پیشین، حکومت تازه را دولتی  انتقالی تصور می کردند که قرار بود پس از مدتی همه قدرت را دوباره به صاحب اصلی آن  که به نوعی از جنس خودشان بود پس دهد. این بود که جوانانِ انقلابیِ فراری را ستایش  کردند و آنان را نیز به سبب مخالفتشان با رژیم اسلامی، همراه و هم اندیشه خود دانستند. به همین سبب اندیشه های به  ظاهر خرد گرا و انسان محورِ تازه واردان، بلافاصله به عنوانِ نوعی تجدد گرایی را ستایش کردند تا آنکه به تدریج آن گونه افکارآئینه ذهنشان شد. به این شیوه بود که جامعه مهاجران زرتشتی به آمریکا با همدستی دو  گروه « متمولان و خاندان های اُلیگارشی زرتشتی» از یکسو و « سوسیال دموکرات های دین  گریز زرتشتی» از سوی دیگر شکل گرفت و معنی و مفهوم تازه ای پیدا کرد.&lt;br /&gt;در باور  این قومِ مهاجر، دین زرتشتی به دینی تعبیر شد که کشف و شهود بنیان اصلی آن بود و برای  از بین بردن هر گونه شبهه ی نزدیکی دین زرتشتی به دین انقلابی های حاکم بر ایران لازم  بود تا با کمک مجموعه ای از افراد و انجام فعل و انفعالات ایذائی تعریف نو و تازه  ای از این دین برای تبرئه آن ارائه داد.به همین سبب بود که اشو زرتشت را آموزگار خواندند و دین او را فلسفه ای همچون دیگر ایدئولوژی های زمینی. در این میان البته با دست و دل بازی، تمامی سنت های خوب برآمده از دل تاریخ ایران را بی مهابا مورد هجمه ای نا عادلانه ی قرار دادند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;زرتشتیانی که در درازای پس از پیروزی انقلاب پنجاه و هفت تا کنون به خارج مهاجرت می کردند اما بی هیچ پشتوانه ی عقیدتی و اجتماعی به آسانی به دام می افتادند. موبدان آگاه و فهیمان جامعه گام به گام عقب نشستند و بدون آگاهی از باورهای تازه "پسا نوگرایان" صحنه را برای نفوذ هر چه بیشتر سنت شکنانِ پا در گِل مانده ی دوران نوگرایی خالی کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span data-mce-style="line-height: normal; font-family: times new roman,times; color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt; line-height: normal;"&gt;زمانه، زمانه ی بازبینی خطا های گذشته، بازخوانی اهداف عالیه ی جامعه ی زرتشتیان مهاجر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 13px;"&gt;، بازآرائی زمان برای انجام خواسته های مردم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt;"&gt;و بازخواهی وظایف مناسب برای هر یک از اعضای این جامعه ی باسواد و خوشنام است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: 'times new roman', times; font-size: 10pt;"&gt;*- هیچیک از نتیجه گیری ها و قضاوت های ابراز شده در این نوشته مورد تحقیق و مطالعه ی علمی قرار نگرفته اند و تمامی آنان تراوشات ذهنی نویسنده هستند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: maroon;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-1600753288115249252?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/1600753288115249252/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=1600753288115249252' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/1600753288115249252'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/1600753288115249252'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2011/08/blog-post_8740.html' title='خردگرایی'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-jkxzpd3Zf_E/TzMgnqFb2iI/AAAAAAAACI0/Ueo4-619_3g/s72-c/8090.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-4137954707552924322</id><published>2011-08-12T11:18:00.000-07:00</published><updated>2011-08-12T11:18:59.579-07:00</updated><title type='text'>ایران و اعراب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: center; line-height: normal;" style="line-height: normal; text-align: center;"&gt;&lt;span data-mce-style="font-size: 12pt;" style="font-size: 12pt;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #ff00ff;" style="color: magenta;"&gt;دشمنان قسم خورده  ایران&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-odpY44QoKdk/TkVujBKt7CI/AAAAAAAABpY/pnEMNpuEpk0/s1600/ap_saddam_cuffs2_040701_ssv.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://1.bp.blogspot.com/-odpY44QoKdk/TkVujBKt7CI/AAAAAAAABpY/pnEMNpuEpk0/s320/ap_saddam_cuffs2_040701_ssv.jpg" width="291" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: center; line-height: normal;" style="line-height: normal; text-align: center;"&gt;&lt;span data-mce-style="font-size: 12pt;" style="font-size: 12pt;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #ff00ff;" style="color: magenta;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #808080; font-size: 8pt;" style="color: grey; font-size: 8pt;"&gt;جمشید کیومرثی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right;" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="font-size: 10pt;" style="font-size: 10pt;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;حال و روز حسین ، رئیس جمهور شکست &lt;/span&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;خورده&amp;nbsp;قادسیه دوم&amp;nbsp;وقتی از  سوراخ موشی که برایش درست کرده بودند بیرون می آمد برای هر ایرانی دیدنی بود.از آن  روزبه بعد&amp;nbsp;بارها او را در برابر قاضی دادگاه نشان&amp;nbsp; دادند که با حالتی کاملا مسخره  هنوز خود را رئیس جمهور عراق می دانست . شاید نمی توانست درک کند که گذشته ها ،  گذشته و امروز ، همان اکنونی است که همه بازماندگان خانواده های اسیران و جان  باختگان جنگ&amp;nbsp;،سال ها منتظرش بوده اند. شاید نمی دانست که&amp;nbsp;قدرت عدالت بالاتر از هر  قدرتی در جهان می تواند چنان دماری از روزگار ضحاکیان در آورد که برای چندین روز در  سوراخی ،به اندازه نیم متر در نیم متر حسرت مرگ را بخورد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right;" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-size: 10pt;"&gt;اعدامش را اصلا دوست نداشتم .  شاید بتوان گفت به نوعی غرور از دست رفته اش را به او باز گرداند. و این بزرگ ترین  اشتباهی بود که می شد انجام داد. نمی دانم چرا قاضی دادگاه مجازاتی به اندازه جرم  هایش تعیین نکرد؟ شاید وی هم با دیدن آنهمه شکست که درچهره تکیده و نگاه ترس خورده  صدام جاری بود برای لحظه ای او را بخشیده بود؟شاید هم اعدام آسان ترین پایان بود .  هم برای صدام ، هم برای دولت دست نشانده عراق و هم برای نیروهای خارجی مستقر در  عراق تصرف شده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right;" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-size: 10pt;"&gt;نکته جالبی که&amp;nbsp;در آخرین سخنان  صدام حسین نهفته بود :&amp;nbsp;دشمنی همیشگی او با فارس ها بود که&amp;nbsp;شاید بتوان آن را وصیت و  نصیحت&amp;nbsp;صدام حسین دانست برای اعراب&amp;nbsp;. این که صدام حسین درحالی که آخرین ثانیه های  زندگی خود را می گذراند و در حالی که می&amp;nbsp;شد تعداد نفس هایش را تا رسیدن به جهنمی که  انتظارش را می کشید , شمرد اعلام&amp;nbsp;کند که باید با فارس ها و آمریکایی ها جنگید،  آنقدر نکته دارد که باید بیش از پیش مورد توجه همه ایرانیان قرار  بگیرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right;" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-size: 10pt;"&gt;البته انتظار صدام حسین از  نتیجه چنان جنگی از میان برداشتن این دو ملت از روی کره خاک است که باید به او و  همه خیالبافان تاریخی چون او گفت :ذهی خیال باطل!!وآیا چیز دیگری را تا کنون تاریخ  به او به امثال او نشان داده است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right;" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-size: 10pt;"&gt;&amp;nbsp;نادیده گرفته شدن این همه  دشمنی صدام حسین با وجود آنهمه خسارات مالی وجانی غیر قابل جبران،&amp;nbsp;در طول سال های  پس از اعلام آتش بس از دیدگاه ایرانیان که شاید حسین آنها را&amp;nbsp;عجم&amp;nbsp;می نامد غیر قابل  بخشش و باورنکردنی هست و خواهد بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000; font-size: 10pt;" style="color: black; font-size: 10pt;"&gt;شاید زمان آن فرا رسیده باشد که  هر ایرانی&amp;nbsp; یا پارسی در اندیشه پیروزی&amp;nbsp;محتوم بر دشمنان قسم خورده و تاریخی خود  باشد. فراموش نکنیم که کشور ما ایران هرگز با هیچ کشوری در نبرد نبوده و اگر هم  بوده در حال دفاع از خود در برابر حملات&amp;nbsp;اعراب بوده&amp;nbsp;. البته ترکان مغول را هم تاریخ  ایران هیچگاه فراموش نخواهد کرد. وای به حال ما اگر دشمنان تاریخی خود را از یاد  ببریم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-4137954707552924322?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/4137954707552924322/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=4137954707552924322' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/4137954707552924322'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/4137954707552924322'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2011/08/blog-post_12.html' title='ایران و اعراب'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-odpY44QoKdk/TkVujBKt7CI/AAAAAAAABpY/pnEMNpuEpk0/s72-c/ap_saddam_cuffs2_040701_ssv.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-5356323585110870745</id><published>2010-11-11T07:29:00.000-08:00</published><updated>2010-11-11T07:42:40.168-08:00</updated><title type='text'>زبان دری و فرهنگ زرتشتی</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 12px; "&gt;&lt;p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; line-height: normal; color: rgb(133, 133, 133); "&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; line-height: normal; "&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;یکی ازتجربه های مهاجرت دوم زرتشتیان از دست رفتن زبان شیرین دری در میان نسل سوم مهاجران بود . هر چند به تازگی زمزمه هایی برای آموزش این زبان به جوانان در تهران شنیده می شود.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right" dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; "&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;تا چند سال آینده شاید همین مورد در باره زبان فارسی پیش آید و عدم تکلم نسل دوم مهاجران زرتشتی آمریکا به حتا زبان فارسی باعث دل نگرانی جامعه شود . در نتیجه شاید تا چند سال آینده شاهد باشیم که انجمن های زرتشتیان آمریکا با پر کردن کلاس های دری و فارسی سعی در پر کردن جای خالی زبان های غیر قابل استفاده فارسی و دری کنند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right" dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; "&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;همه کوشش ها برای آموزش این گونه زبان ها برای نسل های بعدی قابل تقدیر خواهد بود و شاید در برخی مواقع حتا لازم. اما آنچه در این میان از اهمیت برخوردار است همانا انتقال فرهنگ است از اولیا به فرزندان. اگر پدر و مادر بتوانند پیش از آنکه سعی در آموزش زبان و خط فارسی واحیانن دری به فرزندان خود کنند کمی هم به فکر انتقال آن چیزی برآیند که می توان&lt;/b&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;فرهنگ زرتشتی ماندن&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;b&gt; نامیدش و روزی و روزگاری مسبب اصلی پافشاری زرتشتیان در حفظ آداب و سنن دینی زرتشتی بود و در نتیجه تنها عامل ماندگاری آباء و اجدادمان بر باورهای زیبا و اصیل زرتشتی.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right" dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; "&gt;&lt;span&gt;&lt;b&gt;آنچه باعث پابرجایی و استواری ما بر همه باورهای دینی مان است همان فرهنگی است که این جامعه را در درازای تاریخ پر رنج و عذاب خود در برابر چیرگان و وحشیان استوار و نستوه نگاه داشت. بیاییم به جای پرداختن به امور دست دوم به اصل موضوع توجه کنیم . بیایید به جای پافشاری به دری سخن راندن که می توان به راستی ابزار انتقال فرهنگش نامید به خود فرهنگ برسیم. امروز که این نوشته را خواندید کمی کلاهتان را قاضی کنید و به خود جواب دهید : آیا چیزی از آن فرهنگ برایمان مانده است؟ چنانچه شما نیز بر این باورید که چیزی از آن فرهنگ بافی نمانده تا منتقل شود برای ما بنویسید که چه باید کرد؟ واگر پاسختان مثبت است باز هم خوشحال خواهیم شد اگر نظرتان را با همه خوانندگان«&lt;em&gt;امرداد دات کام»&lt;/em&gt; در میان بگذاریم.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-5356323585110870745?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/5356323585110870745/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=5356323585110870745' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/5356323585110870745'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/5356323585110870745'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='زبان دری و فرهنگ زرتشتی'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-2137087622699890826</id><published>2008-03-06T21:42:00.000-08:00</published><updated>2008-03-06T21:44:56.319-08:00</updated><title type='text'>از ما چه می خواهند؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نوشته از کیوان هور&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.k1hoor.blogfa.com/" target="_blank" rel="nofollow"&gt;www.k1hoor.blogfa.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;نوشتاری پیرامون هجوم همه جانبه حکومتی به جامعه زرتشتیان ایران&lt;br /&gt;روزهایی چند تا برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در ایران باقی است.هر چند درتمام درازای کیان نظام اسلامی در ایران همواره جدل و کنش و واکنش میان بخش های مختلف نظام وجود داشته است اما آنچه در این میان و در این دوره به وضوح به چشم می خورد برخوردآشکار این کشمکش های درون گروهی حاکمیت با جامعه کوچک زرتشتیان ایران است که مرا به شدت نگران آینده این جماعت در نظام دینی ایران کرده است.&lt;br /&gt;آغازگر این هجوم همه جانبه وزارت کشور بود .کورش نیکنام نماینده کنونی زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم)که خود را برای نمایندگی دوره بعدی نیز نامزد کرده بود از سوی وزارت کشور به دلیل نداشتن التزام به نظام اسلامی رد صلاحیت شد.اینکه شخصی که چهار سال پیش و با وجود داشتن پرونده قضایی با حمایت حاکمیت و چشم پوشی بر آن خطا تکیه بر کرسی مجلس می زند، پس از چهارسال فعالیت در مجلس شورای اسلامی اینک به دلیل نداشتن التزام به نظامی که اکنون خود او یکی از هموندان نیروی قانونگزاری اش است مورد تایید قرار نمی گیرد در 25 سال گذشته و شاید در تمام دوران کیان جمهوری اسلامی و در برخورد این نظام با جامعه زرتشتیان ایران بی سابقه است.&lt;br /&gt;پس از وزارت کشور شورای نگهبان نیز بر نظر این وزارت مهر تایید می زند و چند روز پیش سرانجام اعلام می شود شکایت نیکنام در مورد تایید صلاحیتش از نظر شورای نگهبان وارد نبوده و وی به طور یقین رد صلاحیت شده و اجازه حضور در مبارزات انتخاباتی دوره هشتم مجلس را ندارد.&lt;br /&gt;چند روز پس از این خبر ، وزارت کشور در اقدامی دیگر سه نفر از هموندان هیات اجرایی زرتشتیان در انتخابات مجلس را که وظیفه اجرای سالم این انتخابات را بر عهده داشتند رد صلاحیت می کند.شاه بهرام سیروسی،جمشید داستانی و خدامراد مزداپور این سه نفر بودند.و به جای آنان جمشید غریبشاهی،سام کامیار و اسفندیار خسروی از هموندان جانشین وارد هیات اجرایی می شوند.&lt;br /&gt;درست در همین گیرودارروزنامه کیهان که مسئولیتش را حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان بر عهده دارد در نوشتاری به گفته خودشان افشاگرانه و روشن گرانه از نقش شادروان سودرسان مانکجی لیمجی هاتریا در به وجود آوردن محفل های فراماسونری در ایران و حمایت از فرقه ضاله بهاییت سخن می گوید و این منجی جامعه زرتشتیان ایران در دوران قجر را فراماسون و عامل حکومت استعماری انگلستان قلمداد می کند.&lt;br /&gt;باز روزهایی پیش از اعلام رسمی شورای نگهبان مبنی بر رد صلاحیت کورش نیکنام ، سایت بازتاب منسوب به محسن رضایی از فرماندهان پیشین سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام در خبری از سازمانی نام می برد که چندین سال است مشغول خارج کردن اقلیت های دینی از ایران است.این سازمان "هایاس"نام دارد که تمام زرتشتیان با آن به ویژه در سالهای اخیر آشنا هستند.سازمانی که پس از سالها نامش به صورت آشکار و رسمی از زبان یکی از سایت های معتبر وابسته به نظام گفته شد.در این خبر دلیل مهاجرت اقلیت های دینی از ایران غیر سیاسی خوانده شده بود.&lt;br /&gt;اگر به تمام این اخبار به گونه ای دیگر بیندیشید و آنها را مانند اجزای یک پازل در کنار هم قراردهید بیشتر متوجه دلیل نگرانی من خواهید شد .&lt;br /&gt;کورش نیکنام ،شاه بهرام سیروسی ، جمشید داستانی و خدامراد مزداپور که از رد صلاحیت شدگان این دوره انتخابات هستند همگی وابسته به آن بخشی از جامعه زرتشتیان هستند که تا هفت سال پیش رهبری آنان را درمیدان سیاست جامعه زرتشتی ایران رستم گوهری زاده بر عهده داشت.پس ازپایان دوره 38 انجمن زرتشتیان تهران به ریاست گوهری زاده و استعفای او در گردش 39 و همچنین مطرح شدن یکباره نام کورش نیکنام در میان زرتشتیان پایتخت ، نیکنام رهبری این گروه را بر عهده گرفت.این گروه در تمام این سالها مورد حمایت خانواده برادران زرتشتی در آمریکا بودند و حتی در دوران ریاست گوهری زاده بر انجمن تهران مبالغی در آن زمان هنگفت را برای بازسازی آدریان بزرگ نه به حساب انجمن بلکه به حساب شخصی گوهری زاده واریز کردند.انتقال کورش نیکنام از اصفهان به تهران و انتصاب او به عنوان دبیر دینی در دبیرستان فیروزبهرام که سرآغازی بود بر  مشهور شدن یکباره وی و در نهایت گزینش او به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس نیز با حمایت ر.ف که نماینده برادران زرتشتی در ایران بود انجام گرفت.&lt;br /&gt;رد صلاحیت افراد وابسته به این جریان در حقیقت به معنای عدم اطمینان نظام به این جریان است.امری که سبب قلع و قمع اینچنینی آنان در این انتخابات شد و شاید دامنه آن ردصلاحیت برخی چهره های وابسته به این جریان در انجمن گردش 41 که انتخابات آن چند ماه پیش برگزار شد را نیز در بر بگیرد.جریانی که در دو دوره چهارساله نا متوالی یعنی بین سالهای 1376 تا 1380 و همچنین 1383تا1387 قدرت را در جامعه زرتشتیان ایران در دست داشتند و از مهمترین عملکردهای این جریان عقد قرارداد اجاره زمین های قصرفیروزه با سپاه پاسداران است که انتقادات بسیاری را در میان جامعه برانگیخت.قراردادی که به شکل بزرگترین مناقشه بین زرتشتیان ایران و سپاه پاسداران به عنوان قدرتمندترین جریان موجود در نظام درآمده است و دامنگیر گردش های 39 و 40 انجمن نیز شده است.&lt;br /&gt;اما آلترناتیو یا جایگزین این جریان نزد نظام اسلامی پس از این کیست؟کدام جریان از این پس نقش معتمدان حکومت در جامعه را بازی خواهد کرد؟&lt;br /&gt;سال 1376 پس از آنکه ششمین کنگره جهانی زرتشتیان به ریاست ماهیاراردشیری در تهران برگزار شد(که هیچگاه آشکار نشد چگونه واز کجا اردشیری برای ریاست این کنگره برگزیده شد)در قطعنامه پایانی بندی گنجانده شد مبنی بر ایجاد دبیرخانه دائمی کنگره های جهانی زرتشتیان در تهران و همچنین ایجاد انجمنی سراسری در کشور که نقش آفرین اصلی در امور داخلی زرتشتیان باشد و بخشی از خویشکاری های انجمنهای زرتشتیان شهرها و روستاهای زرتشتی را برعهده بگیرد.&lt;br /&gt;در طول چهار سال بعد در حالی که گوهری زاده رییس انجمن بود و پرویز روانی یکسال پایانی نمایندگی خود را خارج از ایران به سر می برد هیچ اقدام عملی برای ایجاد این انجمن مرکزی و سراسری انجام نگرفت.پس از انتخاب خسرو دبستانی به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی که از اقوام نزدیک ماهیار اردشیری بود،به ناگاه جرقه ایجاد این انجمن زده شد.هموندان دبیرخانه دائمی کنگره های جهانی زرتشتیان به ریاست ماهیار اردشیری در دعوتی همگانی از تمامی انجمنهای زرتشتیان ایران و دیگر نهادهای جامعه قصدداشتند تا در نشستی با قبولاندن لزوم ایجاد چنین انجمنی سنگ بنای آن را بنهند.نگارنده در آن نشست به عنوان خبرنگار هفته نامه امرداد حضور داشتم و از نزدیک شاهد مذاکرات بودم.پس از دو روز مذاکره(که البته تنها گفتگوی یک طرفه بود از سوی هموندان دبیرخانه کنگره و در راس آنها اردشیری با نمایندگان سازمان ها و انجمنها و البته دو نوبت ناهار مفصل به هزینه دبیرخانه کنگره) در یک صورتجلسه که از پیش آماده شده بود تمامی باشندگان در نشست موافقت کردند تا هموندان دبیرخانه اساسنامه ایجاد چنین انجمنی را آماده و آن را در اختیار عموم قرار دهند تا در صورت توافق به وزارت کشور جهت گرفتن پروانه فعالیت ارایه شود.هموندان دبیرخانه نیز تا انتخاب هموندان انجمن کذایی به عنوان هیات موسس این انجمن شناخته می شوند.(در اینجا این نکته را هم یادآور شوم که چندی پیش همین هیات موسس در نوشتاری در هفته نامه امرداد با آوردن مفاد آن صورتجلسه و نام امضاکنندگان ،آن را به عنوان سند موافقت جامعه با ایجاد چنین انجمنی ارایه کرده بود .جالب آن است که نام من و یکی دیگر از خبرنگاران امرداد که تنها به عنوان خبرنگار در این نشست حضور داشتیم  و به هیچ وجه در آن نشست حق رای و صحبت نداشتیم به عنوان نمایندگان هفته نامه امرداد و موافقان با این انجمن جدید التاسیس آورده شده است.در این نوشتار هیچگونه اشاره ای به اینکه چند نفر از باشندگان از جمله ج.ک و ف.پ با نوشتن جمله ای در زیر امضایشان موافقت خود را مشروط به شروطی کرده بودند که هیچگاه رعایت نشد،نشده است.)&lt;br /&gt;چند ماه بعد همین هیات موسس که به غیر از ماهیار اردشیری افرادی مانند رستم آبادیان رییس گردش 39و34 انجمن تهران،مهربان مهررییس گردش 37 انجمن تهران،خسرو دبستانی نماینده زرتشتیان در مجلس ششم ،کیومرث سامیاکلانتری و پروین غریبشاهی سرنشین پیشین سازمان زنان زرتشتی را نیز شامل می شد در نامه ای با فرستادن اساسنامه این انجمن به تمامی ارگانهای جامعه زرتشتی چند روزی را به آنها مهلت داده بود تا موافقت ویاعدم موافقت خود را با این اساسنامه ابراز دارند.در این نامه همچنین آمده بود که عدم پاسخگویی به منزله موافقت با این اساسنامه خواهد بود.&lt;br /&gt;در یکی از بندهای این اساسنامه و در تشریح یکی از وظایف این انجمن آمده بود که این انجمن به عنوان انجمن هادی و ناظر وظیفه دارد تا صلاحیت افراد زرتشتی که قصد دارند تا در انتخابات انجمنها و یا انتخابات مجلس خود را نامزد کنند تشخیص داده و در صورت عدم صلاحیت از کاندیداتوری آنان جلوگیری به عمل آورند.این بند کلیدی ترین نکته و وظیفه این انجمن بود که آن زمان مخالفت های بسیار و گسترده جامعه زرتشتی را در پی داشت و با پیگیری های هفته نامه امرداد و جمع آوری امضا از سوی جمعی زیاد از مخالفین، اردشیری و خسرو دبستانی نماینده وقت زرتشتیان در مجلس را بر آن داشت تا از آن صرفنظر کرده و این قول را به جامعه بدهند تا ایجاد هر انجمن جدید تنها با رای مردم انجام شود.&lt;br /&gt;این قول و قرارها اما دوام چندانی نیافت.اندکی بعد همان اساسنامه (که نمی دانم آیا تغییری در آن به وجود آمده است و یا نه؟)به وزارت کشور ارایه شد و پروانه انجمنی به نام "انجمن مرکزی زرتشتیان" صادر شد.&lt;br /&gt;انجمن و یا بهتر بگویم جریانی که از ابتدا مورد مخالفت جریان مقابل به رهبری گوهری زاده و نیکنام قرار داشتند اکنون مدتی است که قدرت گرفته است و می رود تا پس از این به عنوان معتمد نظام جایگزین آن گروه قلع وقمع شده و نا مطمئن از سوی نظام شوند.و از همین حالا 20 % از بودجه سالیانه دولتی اختصاص یافته به جامعه زرتشتیان در اختیارش است.&lt;br /&gt;چه اتفاقی اما قرار است بیفتد که مرا اینگونه نگران کرده است؟حدسی که من می زنم که امیدوارم کاملا اشتباه باشد این است که حکومت می خواهد تا جامعه زرتشتیان را در فشار قرار دهد تا به همان دلایل غیرسیاسی که پس از این با مخالف نظام خوانده شدن نماینده زرتشتیان وموبد این جماعت رنگ و بوی سیاسی هم به خود می گیرند و به وسیله همان سازمانی که سایت تابناک نامش را آورده بود یعنی "هایاس" به خارج از کشور کوچ کنند .(این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که با نبودن نیکنام در انتخابات بسیاری از هوادارانش تحریم انتخابات را در پیش خواهند گرفت که این خود بهانه ای دیگر خواهد بود برای اثبات مخالفت زرتشتیان با نظام و لزوم کنترل و یا اخراج آنان از ایران)ابزار اعمال این فشار "انجمن مرکزی زرتشتیان "خواهد بود.با کم شدن تعداد زرتشتیان ایران ،(که تعداد دقیقشان را به وسیله آمارگیری های دوره ای که خود زرتشتیان تمام هزینه های آن را بر عهده خواهند داشت و نخستین دوره آن چندی پیش انجام گرفت و اتفاقا این آمارگیری نیز در قطعنامه پایانی کنگره آمده بود،کاملا می توان یافت) دیگر نیازی به نماینده در مجلس هم نیست و همان انجمن مرکزی می تواند تمام وظایف را بر عهده گیرد.فاز بعدی این عملیات که خطرناک تر هم خواهد بود همسان کردن رفتار با زرتشتیان با آن رفتاری است که نظام با بهاییان در پیش گرفته است.یعنی قلع و قمع آنها. نشانه های این پروژه نوشتار کیهان است که مانکجی را از حامیان فرقه ضاله بهاییت می نامد.اینکه به چه دلیل نظام شاید قصد انجام این کارها را داشته باشد نیازمند نوشتاری دیگر است اما باید دانست که روزهای آینده آبستن حوادث دیگری برای جامعه زرتشتیان ایران است.&lt;br /&gt;نخستین هدف پس از این رد صلاحیت ها، زمینه سازی برای انتخاب فردی است که بیشترین همسویی را با جریانی که از این پس با عنوان جریان "انجمن مرکزی"نام خواهم برد،داشته باشد.آنچه که گمان من است افلاتون ضیافت بیشترین نزدیکی را با این گروه از میان سه نامزد موجود دارا است.حذف سه تن از حامیان نیکنام از هیات اجرایی انتخابات مجلس و جایگزینی آنان با سه نفری که دونفرشان از وابستگان به ضیافت هستند یکی از این زمینه سازی هاست.همچنان که عدم شرکت هواداران نیکنام در انتخابات شانس انتخاب ضیافت را بیش از پیش خواهد کرد.  نگرانی بعدی  را باید در امکان رد صلاحیت چندین تن از وابستگان به نیکنام در انجمن گردش 41 تهران جستجو کرد.ترکیب هموندان جانشین برگزیده شده در انتخابات انجمن به گونه ای است که با ردصلاحیت 3 یا 4 نفر جا برای بالا آمدن افراد وابسته به ضیافت و جریان انجمن مرکزی باز خواهد شد.دلیل این کار تضعیف روزافزون انجمن تهران به عنوان انجمن مادر وگرایش آن به سوی انجمن مرکزی زرتشتیان است.مرحله بعدی خاموش کردن مخالفان با این انجمن خواهد بود . با رفتارهایی به اینگونه که حکومت در این مدت از خود بروز داده است حتی ابایی از اعمالی مثل توقیف نشریات زرتشتی که شاخص ترین آنها امرداد است(در صورت مخالفت با انجمن مرکزی) نخواهد داشت حتی اگر این کار فشار بین المللی را برای نظام در پی داشته باشد.&lt;br /&gt;در پایان ذکر این نکته ضروری است که این نوشتار به هیچ وجه در پی آن نیست تا ندانم کاریها و سازش های جریان گوهری زاده و نیکنام با نظام را لاپوشانی کرده و آنها را تطهیر کند ،بلکه تنها قصد دارد تا چهره دو گروهی که سالهاست قدرت را در جامعه زرتشتی در اختیار دارند باز نمایاند.بر جامعه زرتشتیان ایران است تا شیوه رفتار با این گروه ها را شناخته و عمل کند.&lt;br /&gt;در هر صورت تمامی این احتمالات تنها حدسیات نگارنده است که امیدوارم تمامی آنها در همین مرحله حدس باقی بمانند و به واقعیت نپیوندند.که در غیر این صورت آینده ای مبهم در انتظار زرتشتیان ایران خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-2137087622699890826?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/2137087622699890826/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=2137087622699890826' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/2137087622699890826'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/2137087622699890826'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2008/03/blog-post.html' title='از ما چه می خواهند؟'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-7978255384498455033</id><published>2007-05-10T21:49:00.000-07:00</published><updated>2007-05-14T17:15:04.253-07:00</updated><title type='text'>نابسامانی ایرانیان مهاجر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;زمانی که در زندگی خصوصی ایرانیان مهاجر دقت شود نکته ای بیش از همه جلب توجه می کند و آن هم چیزی نیست جز سرگردانی و عدم انگیزه در میان مردمی که به بی سامانی مفرط عادت کرده است .بلی همه ناهماهنگی ها و ناهنجاری های اجتماعی ایرانیان را باید در بی سامانی جامعه ای جستجو کرد که به دنبال گم کرده های خود در تاریکی روزها و ماه هاو سال هایی که بی توقف گذشته است پرسه می زند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در درازای سه دهه خسته کننده و کشنده اما آموزنده ایرانیان بسیاری کشته شدند و تعداد بسیار بیشتری هر روزه مورد شکنجه قرار گرفتند و با به دست آوردن نخستین امکان فرار را بر قرار ترجیح دادند و دل به دریا زده خود را به دست امواج سهمگین اقیانوسی سپردند که دنیای بیگانه نام داشت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دلتنگی ایرانیان اما از آن روزی آغاز می شود که به خاطر دست وپا زدن های بسیار غرق نمی شوند و امواج آب آنان را به ساحل امنیت پرتاب می کند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شاید اگر مانند خیلی ها که نخواستند یا نتوانستند مشکلات مهاجرت را تحمل کنند به ایران بر می گشتند شانس بزرگ زندگی شان محسوب می شد. این دسته از مهاجران باید داستان زندگی شان را برای همه تعریف کنند تا دیگران بدانند امنیتی که به دنبالش بوده اند به آسانی به دست نیامده . خون دل زیادی برای رسیدن به آن ریخته شده و دست های تاول زده و پاهای ورم کرده شاهد آن است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;از میان همه ایرانیان مهاجر اما این نوشته به مهاجران زرتشتی توجه دارد وشمای خواننده در این باره خواهید خواند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زرتشتیان البته متفاوت از دیگر ایرانیان و همانند دیگر اقلیت های دینی جمهوری اسلامی به آسانی ویزای آمریکا را تهیه کرده و با کمترین دردسری خود را به کشوری می رسانند که آمال بسیاری از ایراینان است و گاه  حتا برخی آن را بهشت موعود می دانند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنچه مهم است اما تجربه سی ساله ای است که زرتشتیان در درازای عمر جمهوری اسلامی به دست آورده اند. این تجربه البته نتیجه مثبت و خوبی نداشته است و از آنچه که از ظواهر امر پیداست چیزی جز ناامنی و عدم اطمینان ، تبعیض و توهین ، عدم امنیت شغلی و اجتماعی نام ندارد. این تجربه اگر چه با خون دل خوردن های کم و زیاد به دست آمده اما برخی را به نقطه ای رسانده که چاره ای جز ترک خانواده و همه تعلقات مادی و معنوی نداشته اند &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در همین جا باید به ضرب المثلی متوسل شوم که شاید خیلی هم زیبا نیست : بلی ، در این میان پیدا می شوند کسانی که لنگ نبسته خود را داخل خزینه ای می اندازند که حتی عمق آن را هم نمی دانند . به همین خاطر هم هست که عده ای از همان اوان چنان غرق می شوند که شاید راه چاره ای برایشان متصور نیست.این دسته یا از همان قدم نخست یعنی زمانی که در اتریش هستند آنقدر قافیه را بر خود و خانواده شان تنگ می بینند که فرار را بر قرار ترجیح داده و البته با هزار ادعا و صد من دروغ به آغوش نه خیلی گرم خانواده برمی گردند . دسته دیگررا باید شجاع تر دانست &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-7978255384498455033?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/7978255384498455033/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=7978255384498455033' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/7978255384498455033'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/7978255384498455033'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2007/05/blog-post.html' title='نابسامانی ایرانیان مهاجر'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-8566016087093549075</id><published>2007-02-26T19:34:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T11:43:55.773-08:00</updated><title type='text'>تساوی دینی امری غیر ممکن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;آن زمان که مشروطه خواهی داشت در ایران برای خود دست و پا می زد تا شاید به طناب پوسیده رشدیه و امثال وی حکومتی دموکزاتیک به سبک اروپا برپا کند اتفاق جالبی افتاد که دست همه را رو کرد.&lt;br /&gt;پس از به توپ بسته شدن مجلس عده ای از ارازل و اوباش اقدام به قتل یکی از پشتیبانان راستین انقلاب مشروطیت کرد . این فرد کسی نبود جز فریدون زرتشتی.اما آنچه باعث شد دست دشمنان مشروطه رو شود نامه ای است که آقای رشدیه یعنی پرچم دار تآسیس مدارس جدید در ایران ،در همین رابطه مرقوم داشته است&lt;br /&gt;پس از این که عده ای روانشاد فریدون را به جرم اینکه به مشروطه خواهان اسلحه و پول داده بود ترور می کنند ، مردم به حمایت از خون به ناحق ریخته شده وی خواهان تعقیب و مجازات عاملین قتل می شوند&lt;br /&gt;اما آنچه در این میان نکته باریک تر از موی نام دارد همانا بازی سیاسی بزرگان معروف به مشروطه خواهی است. آنانی که تا دیروز بزرگ ترین اختلافشان با درباری های مستبد رعایت تساوی میان همه اهالی ایران از هر دین و مذهب و فرقه و قومیتی بود در ابنجا نتوانستند تحمل کنند مسلمانی که با تروری ناجوانمردانه کسی از هم سنگران خودشان را کشته مجازات شود .می دانید چرا؟ برای آنکه آنکه کشته می شود زرتشتی است و آنکه می کشد مسلمان&lt;br /&gt;و اینجاست که یک مسلمان واقعی باید تا بر اساس تعلیمات دینی اسلامی از هم دین خود طرفداری کند نه از همسنگر و حتی همفکر خویش&lt;br /&gt;فشارهای سیاسی البته برای عدم مجازات تروریست های جنایتکار که توسط هم سنگران فریدون به عمل می آمد نتوانست بر فشار مردم فایق آید و بالاخره عدالت گلوی قاتلان را فشرد اما روسیاهی اش به همه آنهایی ماند که در این چند وقت مرتب تظاهر به طرفداری از مردم و انقلاب مشروطیت کرده بودند&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-8566016087093549075?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/8566016087093549075/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=8566016087093549075' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/8566016087093549075'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/8566016087093549075'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2007/02/blog-post_26.html' title='تساوی دینی امری غیر ممکن'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-5390172952225962536</id><published>2007-02-19T17:36:00.000-08:00</published><updated>2007-02-19T17:50:56.958-08:00</updated><title type='text'>تعامل فرهنگی به کمک زبان فارسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دیروز بعد از ظهر توانستم برای شرکت در یک سخنرانی بی پایه و اساس به نام زدودن زبان پارسی از لغات بیگانه به سالن درب مهر اورنج بروم. البته دلیل اصلی این کار رساندن یکی از دوستان پری به آنجا بود اما خوشحالم که رفتم. خستگی سفر یک ساعته ام را دیدن استاد علی اکبر جعفری از تنم در کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;استاد که با وجود کهن سالی هنوز به خوبی به فعالیت های فرهنگی و دینی خود ادامه می دهد البته که چونان همیشه باعث دلگرمی و افتخار ما ایرانیان هست و خواهد بود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زمانی که من رسیدم آقایی که بعدا خودشان را آریا آرمانه معرفی کرد پشت تریبون قرار گرفت و گفت امروز در دو جبهه با دشمنان می جنگیم نخست جبهه زبان فارسی است و دوم فرهنگ ایرانی &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پس از پایان جلسه به ایشان گفتم البته که با موجودیت جبهه ای به نام جبهه فرهنگ و دین موافقم اما زبان را  تنها وسیله ای برای انتقال فرهنگ و تنها به مثابه وسیله و ابزاری می دانم درست مثل رادیو و تلویزیون که با آن مفاهیم فرهنگی در درون جامعه انتقال پیدا می کند . حالا اگر این زبان زبانی بین المللی باشد البته که حوزه نفوذ آن گسترده تر خواهد بود و نتیجه بهتری را شامل حال ما خواهد کرد. خوشحال شدم که ایشان بلافاصله حرف های بنده را تآئید کرده و خود نسبت به اصلاح اندیشه هایشان کوشیدند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باز هم باید دراینجا به نکته دیگری اشاره کنم و آن هم این است که البته در حوزه فرهنگی بهتر از از مفاهیمی که معمولا در جنگ ها از آن استفاده می شود خودداری کنیم . برای نمونه لفظ جبهه است. ما البته که در حوزه فرهنگ و دین با کسی جنگی نداریم تا قائل به جبهه ای باشیم. هر چه هست تعامل است و قدرت نفوذ به نهادهای فرهنگی جامعه و یا ملتی که قصد تأثیر گذاری بر روی آن را داریم.در این باره نباید فراموش کنیم که که یکی از صفات و خصوصیاتی که بر فرهنگ بر می شمارند این است که فرهنگ تغییر نمی کند اما قابل تغییر است. خداوند دکتر روح الامینی را حفظ کند&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-5390172952225962536?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/5390172952225962536/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=5390172952225962536' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/5390172952225962536'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/5390172952225962536'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2007/02/blog-post.html' title='تعامل فرهنگی به کمک زبان فارسی'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-116752259459014700</id><published>2006-12-30T15:08:00.000-08:00</published><updated>2006-12-30T16:28:11.820-08:00</updated><title type='text'>اعدام مستبد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آن زمان که صدام حسین قرار داد توافق اروند رود را جلوی چشم خبرگزاری های جهان پاره کرد و خواهان شکست دوباره ایرانیان در قادسیه دوم بود جای شکی باقی نبود که صدام هم مانند بسیاری دیگر از سنی های مسلمان خوب دریافته که ایرانیان در برابر اعراب نه نتها شکست نخوردند بلکه با زرنگی خاصی همه باورهای تازه آنان را چنان به بازی گرفتند که به هیچ عنوان نمی توانند آنرا به زبان آورندو از آن گله کنند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اعراب می بینند که ایرانیان در حالی که به ظاهر اسلام را قبول کرده اند ( باید توجه کنیم که در همین حال عده ای از آنان هم مثل ملا نصرالدین کاسه آش را هم به دست گرفته و دنبال همان آشی هستند که خود به دروغ ادعا کرده اند می دوند و در حالی که کسی آنان را به مسلمانی قبول ندارد به آب و آتش می زنند تا خود را مسلمان بخوانند) همه باورهای آنا را به سخره می گیرند. به عنوان مثال آغاز سال هجری قمری را به جای جشن گرفتن عزاداری می کنند و ادعایشان نیز این است که آنان حسینشان را کشته اند!! عجب رندانی پیدا می شوند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حالا اگر در همین حال صدام حسین دیوانه ای پیدا شود و بخواهد دوباره جنگ قادسیه را تکرار کند به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که اجداد احمقش دچار شدند! انگار یک چیزی خیلی مرموز باعث می شود که عرب های بی تمدن با وجود همه زوری که می زنند و با وجود همه جان فشانی هایی که می کنند بالاخره شکست می خورند و از هر راهی که وارد می شوند از در دیگر به بیرون پرتاب می شوند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;فراموش نمی کنیم که چگونه با دسیسه های همین عرب های تشنه به خون پارس ها به بهانه دنبال کردن تحقیقات اتمی ، حکومت مقتدر ایران ساقط شد وذورتازه ای از زوال فرهنگی و اقتصادی ایران آغازشد&lt;/span&gt;. شاید در سال های اول اعراب شادی کردند که بالاخره جنگ قادسیه را برده اند. با فرستادن رئیس جمهور عراق، حسین جنایتکار به خط اول جنگ قادسیه دوم، قصد نهایی کردن این پیروزی و قلع و قمع ایران و ایرانی و کل پارس ها را داشتند؛ که خوابشان تعبیر نشد و با وجود سیاست های غلط حاکمان بر ایران نتیجه اش نابودی عراق و کویت و خسارات شدید مالی برای عربستان سعودی و اتحادیه اعراب بود. انرژی هسته ای هم که با گذشت چند سال دوباره به همت اندیشمندان همیشه هوشمند ایران موفق شد و امروز رنگ و روی تازه ای یافته است. حالا ازسیاست های غلط دولت حاکم بر ایران که بگذریم ، حتی اگر ایران مجبور به تعطیل تحقیقات هسته ای خود نیز بشود هیچکس نمی تواند عظمت علمی و شکوه فرهنگ پویای ایرانی را حتی زیر بار سیاست های اشتباه حکومتگران پر ریای آن فراموش کند. و این همان شکستی است که تحمل آن برای انیرانیان سخت و غیر قابل تحمل است.&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;آیا دولت آمریکا را نیز به خاطر مخالفتش با فنآوری های هسته ای ایران باید دشمن ایران دانست؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حال و روز حسین ، رئیس جمهور شکست خورده &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;قادسیه دوم&lt;/span&gt; وقتی از سوراخ موشی که برایش درست کرده بودند بیرون می آمد برای هر ایرانی دیدنی بود.از آن روز بارها او را در برابر قاضی دادگاه نشان می دادند که با حالتی کاملا مسخره هنوز خود را رئیس جمهور عراق می دانست . شاید نمی توانست درک کند که گذشته ها ، گذشته و امروز ، همان اکنونی است که همه بازماندگان خانواده های اسیران و جان باختگان جنگ بر علیه حسین سال ها منتظرش بوده اند. شاید نمی دانست که &lt;span style="color:#006600;"&gt;قدرت عدالت بالاتر از هر قدرتی در جهان می تواند چنان دماری از روزگار ضحاکیان در آورد که برای چندین روز در سوراخی به اندازه نیم متر در نیم متر حسرت مرگ را بخورد&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;اعدامش را اصلا دوست نداشتم . شاید بتوان گفت به نوعی غرور از دست رفته اش را به او باز گرداند. و این بزرگ ترین اشتباهی بود که می شد انجام داد. نمی دانم چرا قاضی دادگاه مجازاتی به اندازه جرم هایش تعیین نکرد؟ شاید وی هم با دیدن آنهمه شکست که درچهره تکیده و نگاه ترس خورده صدام جاری بود برای لحظه ای او را بخشیده بود؟شاید هم اعدام آسان ترین پایان بود . هم برای صدام ، هم برای دولت دست نشانده عراق و هم برای نیروهای خارجی مستقر در عراق تصرف شده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#333399;"&gt;بر می گردیم به نکته اصلی نوشتار ؛ نکته جالبی در آخرین سخنان حسین نهفته بود : &lt;span style="color:#993399;"&gt;دشمنی همیشگی او با فارس ها را شاید بتوان وصیت صدام حسین دانست برای اعراب&lt;/span&gt; . این که صدام حسین درحالی که آخرین ثانیه های زندگی خود را می گذراند و در حالی که می داند می توان تعداد نفس هایش را تا رسیدن به جهنمی که انتظارش را می کشد , شمرد اعلام می کند که باید با فارس ها - و آمریکایی ها- جنگید . البته انتظار صدام حسین از نتیجه چنان جنگی از میان برداشتن این دو ملت از روی کره خاک است که باید به او و همه خیالافان تاریخی چون او گفت :ذهی خیال باطل!! آیا چیز دیگری را تا کنون تاریخ به او به امثال او نشان داده است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;در انتهای این نوشتار نمی توانم از قید این مساله خودداری کنم که نادیده گرفته شدن این همه دشمنی صدام حسین با وجود آنهمه خسارات مالی وجانی غیر قابل جبران, توسط دست اندرکاران حکومت جمهوری اسلامی در ایران در طول سال های پس از اعلام آتش بس از دیدگاه ایرانیان که شاید حسین آنها را پارسی می نامد غیر قابل بخشش و باورنکردنی هست و خواهد بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;شاید زمان آن فرا رسیده باشد که هر ایرانی - یا پارسی- در اندیشه پیروزی بیز وال بر دشمنان قسم خورده و تاریخی خود باشد. فراموش نکنیم که کشور ما ایران هرگز با هیچ کشوری در نبرد نبوده به جز کشورهای مسلمان و سنی مذهب مانند عربستان سعودی ، عراق ،بحرین، سوریه . البته ترکان مغول را تاریخ ایران هیچگاه فراموش نخواهد کرد. می بینیم که متأسفاه گروهی از آرایاییان اصیل که زبانشان ترکی است و در منطقه همهشه ایرانی آذرآبادگان هویتی اصیل و پر شکوه دارند بر اثر القائات بی هویتان مغول زاده ماسک بی رنگ و بوی نژاد ترک بر چهره می زنند تا برای هویت یورشگر و غیر متمدن مغول آبرویی بخرند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;وای به حال ما اگر دشمنان تاریخی خود را از یاد ببریم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-116752259459014700?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/116752259459014700/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=116752259459014700' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116752259459014700'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116752259459014700'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/12/blog-post_30.html' title='اعدام مستبد'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-116674880530405089</id><published>2006-12-21T16:49:00.000-08:00</published><updated>2006-12-30T15:08:25.756-08:00</updated><title type='text'>چرا مسیحیان روز کریسمس  به هم کادو می دهند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خبری را می خواندم از سایت خبری زرتشتیان که به تازگی برایم ایمل می شود. روایتی در میان مسیحیان می گوید هنگام تولد مسیح سه کینگ یا شاه یا سه مُغ از ایران برای مسیح تازه به دنیا آمده سه هدیه آوردند&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;این که این هدیه ها چه بودند البته مورد توجه این نوشته نیست اما شامل قطعه ای طلا و مواد خوش بو بوده است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;با چند نفر آمریکایی که صحبت می کردم می گفتند: &lt;/span&gt;آنها در روز کریسمس به هم هدیه می دهند و البته بر اثر&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt; القای اقتصادیون غربی دادن این هدیه ها به نوعی بیماری تبدیل شده است. به گونه ای که به فرض در یک خانواده 4 نفری دستکم 12 هریه مختلف باید رد و بدل شود. اما این موضوع هم نمی تواند این نوشتار را تحت تأثیر قرار دهد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;این موضع به هر حال جای مطالعه دارد که دادن هدیه در این روز که آن را روز تولد حضرت مسیح می دانند آیا هیچ ارتباطی با آوردن هدیه از سوی سه پارسی برای تولد مسیح پیدا می کند یا خیر؟بعضی تذکرات تاریخی آنقدر روشن و بدون پرده پوشی هستند که انسان خواه ناخواه به نتایجی درست می رسد. اما بعضی ها هم مثل همین نکته که ذکر شد به هیچ وجه برای دستیابی به نتیجه درست و منطقی کافی نخواهند بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-116674880530405089?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/116674880530405089/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=116674880530405089' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116674880530405089'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116674880530405089'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/12/blog-post.html' title='چرا مسیحیان روز کریسمس  به هم کادو می دهند'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-116312805384762297</id><published>2006-11-09T19:03:00.000-08:00</published><updated>2006-11-10T22:43:44.893-08:00</updated><title type='text'>برای ایجاد دموکراسی  همه اجزای آن لازم است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بالاخره فجایع جاری در عراق کار دست بوش و حزب متبوعش داد و دموکرات ها را با همه نکات منفی شان بر مجلس نمایندگان و سنا چیره کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آنچه در این میان جالب توجه است خوشحالی حکومت گران ایران است که به خیال فرا رسیدن روزهای خوش و آرام هستند و در حال دیدن خواب های خوش &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در آمریکا اما جریان دیگری در حال شکل گیری است. نفوذ روز افزون مسلمانان در نهاد های کلیدی برخی ایالات آمریکا نشان از روزهایی دارد با تفات های عمده . یکی از بارزترین این تفاوت ها شاید آغاز چالش های حساب شده ای باشد میان دو حزب قدرتمند آمریکایی که سابقه ای بسیار قدیمی در ایجاد و حفظ دموکراسی در ینگه دنیا دارد. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با نگاهی دقیق تر به صحنه سیاسی آمریکا بی درنگ متوجه میشویم که وجود دموکراسی در این کشور بی گمام بسته به وجود دو حزب قدرتمند در صحنه سیاسی این کشور است . در حالی که هر دو حزب تنها راه دستیابی به اقتدار ملی را در پشتیبانی مردم از حزب متبوع خود می دانند احترام فوق العاده ای برای آرای مردم قائلند و به هر روی به حفظ آبروی حزبی تأکید بسیار دارند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بر این اساس است که با وجود آنکه حاکمیت یکی از دو حزب اصلی بر هر دو مجلس قانون گذاری می تواند باعث چالش های سیاسی وسیعی در میان دو قوه مجریه و مقننه شود اما به خاطر همان حفظ ظاهر و از دست ندادن آبروی حزبی در برابر مردم هیچ کدام از طرفین حاظر نیستند دست به عملیات کور سیاسی به گونه ای بزنند که دست طرف مقابل را ببندند. بلکه سعی می کنند با قائل شدن احترام بیشتر به آرای مردم خوسته ای طرف مقابل را دستکم در ظاهر اجرا کنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همین نکته ظریف است که دموکراسی را زبیا می کند. دموکراسی در صورتی کامل است که همه اجزای آن کامل باشد. در ایران رسم است که مثلا دو ماه پیش از انتخابات هر کاندیدادیی تأسیس حزبی تازه را اعلام کند و از مردم هم توقع دارد باور کنند که این حزب برایشان خدمت خواهد کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حزب مذکور عملا بعد از انتخابات وجود خارجی ندارد و معمولا فقط به عنوان ستاد انتخاباتی در پیش و حین انتخابات عمل کرده و بعد از اعلام نتیجه دفترش برای همیشه بسته خواهد شد تا انتخاباتی دیگر کاندیدایی دیگر ، حزبی دیگر تأسیس کند و پا به صحنه تئاتری بگذارد که معمولا هم سناریوی آن از پیش نوشته شده است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-116312805384762297?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/116312805384762297/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=116312805384762297' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116312805384762297'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116312805384762297'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/11/blog-post.html' title='برای ایجاد دموکراسی  همه اجزای آن لازم است'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-116202345310897032</id><published>2006-10-28T01:15:00.000-07:00</published><updated>2006-10-29T08:32:47.433-08:00</updated><title type='text'>احترام متقابل و گفتگوی میان اسلام و دیگر ادیان</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;آرزویی محال&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;جمشید کیومرثی&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;در خبرها آمده بود که الهلالی واعظ مسجدی در سیدنی استرالیا در یکی از سخنرانی های خود بی حجابی زنان را به گوشت بدون حفاظ تعبیر کرده و در ضمن تأکید کرده که نظرش این است که زنان بی حجاب مردان را تحریک به تجاوز جنسی می کنند &lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;strong&gt;1&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اعلام بی پروایانه عقاید دینی که منشاء آن عدم وجود هرگونه اراده برای شناخت اندیشه های دیگر ادیان بوده وهست و نتیجه آن احترام قائل نبودن برای دیگر ادیان ،اما جامعه استرالیا را به هیجان آورده است. مردمی که دموکراسی را بیش از ما ایرانیان می شناسند واگر آنچه امروزبه نام مردم سالاری می خوانیم را برآمده از فلاسفه یونانی بدانیم شاید بتوان گفت خود مبدع دموکراسی هستند بی گمان بی احترامی نسسبت به خود را تحمل نمی کنند همانگونه که بی احترامی نسبت به سایرین را نیز نمی پسندند.اینان با شنیدن کوچک ترین بی احترامی به زنانشان و البته که همه هویت و تاریخ و باورشان دست به اعتراض می زنند .نکند که آزادیشان و عزت ملی شان زیر سؤال برود.&lt;br /&gt;از سوی دیگرشاهد بوده ایم که رهبران دینی ایران در تمام دوره حکومت اسلامی در ایران مرتب چنین بیاناتی را ایراد کرده و بدون اینکه در برابر آنهمه بی احترامی به دین و هویت و تاریخ اصیل ایرانیان هیچگونه حقی برای پاسخگویی دیگران قائل باشند مورد تشویق سیل آسای مسلمانان اصیل نیز قرار می گرفتند و صدای تکبیرشان را همه می شنیدند. این یعنی بی احترامی عملی به دیگر ادیان. در این نکته باید خوب دقت شود. جریانی که در ایران ودر کشورهای اسلامی جاری است ریشه و سرمنشاء رسالتی مکتوب است بر دوش هر فرمانده دینی اسلامی. به همین خاطر است که می بینیم از ایران گرفته تا همه کشورهای اسلامی و حتی استرالیا این مسلمانان هستند که به همراه رهبرانشان سعی در منکوب کردن پیروان دیگر ادیان دارند.&lt;br /&gt;استراتژی این رفتار برای ما ایرانیان در پی تظاهرات کوی دانشگاه در سال 77 روشن شد که رهبریت دینی و سیاسی مسلمانان ایران آیت الله خامنه ای از پیروانش خواست که تظاهر کنند گان را که وی آنان را دشمنان اسلام می خواند ، منکوب کنند.&lt;br /&gt;در حالی که در یک کشور پیشرفته مثل استرالیا بیان چنان مطالب سخیف و غیر انسانی جرم است و گوینده باید تبعات آن را از طریق مجازات های کیفری تحمل کند ، در کشوری چون ایران که آن هم از سابقه تاریخی وفرهنگی و تمدنی پیشرفته اما فرسوده برخوردار است اینچنین مطالب نه تنها جریمه ندارد بلکه پیروان بسیاری نیز دارد.&lt;br /&gt;با ذکر این نمونه می توان به این نتیجه رسید که با وجود تناقضی چنین فاحش گفتگوی میان اسلام و دیگرادیان هیچ مفهومی ندارد.&lt;br /&gt;در حالی که مسلمانان و بخصوص مسلمانان در کشورهای اسلامی در حال حمله به تاریخ و فرهنگ و هویت ملی و قومی دیگرانند با شنیدن کوچک تریان انتقادی بر علیه واقعیات اجتماعی و فرهنگی و یا تاریخی خود بر طبل می کوبند که ای وای ببینید اینها به دیگران احترام نمی گذارند!&lt;br /&gt;آیا بازگو کردن واقعیات اجتماعی مردمی که نام مسلمان بر خود گذارده اند به معنی بی احترامی به اصول دینی و معتقدات مذهبی آنان است؟&lt;br /&gt;فرض کنید شخصی بخواهد فرهنگ و تاریخ ایران را آنطور که واقعیت داشته بیان کند. اگر این شخص بخواهد این واقعیت تاریخی را که حضرت علی با شمشیر دو دمش ده ده از ایرانیان زرتشتی را از دم تیغش می گذرانیده برای شنوندگان خود به تصویر بکشد و بخش بسیار کوچکی از تاریخ آلوده به انواع تحریفات القاء شده بدان را اصلاح کند از همان گام نخست مورد حمله مسلمانان حتا تحصیل کرده ترینشان قرار می گیرد و بعد از مدتی دیگر حتا کسی به سخنان وی گوش هم نخواهد داد . گوینده واقعیات به شدت طرد می شود. این طرد شدگی هیچگونه دلیل سیاسی و حکومتی و یا نظامی ندارد بلکه متأسفانه این اتفاق در یک سیکل فرهنگی نزج یافته و روز به روز بر شدت و قدرت آن افزوده شده تا امروز به چنین شکلی رخ می دهد و این سابقه ای هزار و چهارصد ساله دارد.&lt;br /&gt;با این توضیحات باید به همه آنانی که گفتگوی ادیان را ممکن می دانند – که یک طرف آن اسلام قرار گرفته باشد- عرض کنم که اشتباه می اندیشید! چنین مقوله ای نمی تواند واقعیت داشته باشد یا دستکم اگر هم فکر می کنید وجود دارد نی تواند حقیقی باشد . اینهمه روایت های مختلف که از دل تاریک تاریخ حمله تازیان به ایرانیان برمی آید آیا چیزی به جر کشتار و شکنجه و تحقیر و توهین ایرانیان زرتشتی وجود دارد؟ آیا جایی برای گقتکو وجود داشته است ؟ اگر هم قرار بود گفتگویی بین پیروان این دین و دیگر ادیان واقعیت داشته باشد بایددستکم  به یک مدرک تاریخی استناد شودکه شیوه گفتگو و یا دستکم به قول جامعه شناسان تساهل در برابر اندیشه دیگران در آن به چشم بخورد .&lt;br /&gt;در گام نخست گفتگویی داشته باشیم بین دوستان تا ببینیم اصولاً چگونه می توان با پیروان دین اسلام به گفتگو نشست. در همین زمینه به دنبال پاسخگویی به این سؤال باشید که آیا هیچ راه دیگری بر این مبنا وجود دارد یا خیر؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجم آبان ماه 3744 خورشیدی زرتشتی&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;پانوشت:&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://www.blogger.com/post-create.g?blogID=28047749#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt; - &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.net.uk/persian/worldnews/story"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;http://www.bbc.net.uk/persian/worldnews/story&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;/2006/10/061027_oh_australia_hilali.shtml &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-116202345310897032?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/116202345310897032/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=116202345310897032' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116202345310897032'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/116202345310897032'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/10/blog-post.html' title='احترام متقابل و گفتگوی میان اسلام و دیگر ادیان'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-115628095932921197</id><published>2006-08-22T14:08:00.000-07:00</published><updated>2006-08-22T14:09:19.346-07:00</updated><title type='text'>خود زنی ایرانیان بر اثر شستشوی مغزی تاریخی</title><content type='html'>آيا مي دانيد چرا در فرهنگ جامعه امروزي، مردم هر چيز غيرعادي و غير معمول را كه ببينند يا بشنوند، شروع به مسخره كردن آن مي كنند؟ شايد بگوييد اين كه چيز عادي است. حتي وقتي يك نفر به زمين مي خورد، مردم بجاي ناراحتي و همدردي با او خندشان مي گيرد؟!؟!؟! اما آيا در ملل ديگر هم همين طور است؟ آيا مي دانيد چرا در فرهنگ جامعه امروزي، مردم هر چيز غيرعادي و غير معمول را كه ببينند يا بشنوند، شروع به مسخره كردن آن مي كنند؟ شايد بگوييد اين كه چيز عادي است. حتي وقتي يك نفر به زمين مي خورد، مردم بجاي ناراحتي و همدردي با او خندشان مي گيرد؟!؟!؟! اما آيا در ملل ديگر هم همين طور است؟ خير، فرهنگ تمسخر در ملل ديگر به شدت فرهنگ امروزي ما نيست. حال مي خواهيد ريشه اين موضوع را براي شما آشكار كنم؟ مسلماً براي همه شما جالب و عجيب خواهد بود اگر بدانيد كه اين موضوع از شستشوي مغزي ما ايرانيان توسط معلمان اوليه دين اسلام كه همان اعراب باشند ريشه مي گيرد!!! اعراب پس از به قدرت رسيدن و توسعه اراضي خود و اعتقاد به اين كه اسلام دين برتر است، پس از همان روز اول سعي كردند به ما ايرانيان بقبولانند كه شما تا حالا كافر بوديد و هستيد. فقط اسلام! هر چيز غير از اسلام كفر و باطل است. به همين خاطر تمامي كتاب هاي كتابخانه هاي ايران را آتش زدند و گفتند ديگر نيازي به اينها نيست! به همين خاطر به ايرانيان كه قرن ها قبل از اعراب دين آسماني و توحيدي زرتشتي داشتند، يك روزه گفتند كافر و گبر و مجوس!!! قبولاندن اين موضوع به ايرانيان كار راحتي نبود به همين خاطر تا چند صد سال پس از ورود دين اسلام به سرزمين ايران، مردم هنوز گرايش صددرصد به اسلام پيدا نكرده بودند. قبولاندن كامل اين موضوع نياز به كاركرد بر روي فرهنگ ايرانيان داشت كه در درازمدت جواب مي داد. چند وقت پيش براي اولين بار به روستاي زيبا و بااصالت و باستاني «ابيانه» كاشان رفتم. پيرمردي مي گفت اجداد ما (زرتشتيان) آتش پرست بودند...... بسياري از شما هم همين فكر را داريد...... پدر و مادر و خواهر من هم همين طور فكر مي كردند...... يك روز با پسر جوان بسيجي صحبت مي كردم صحبت از زرتشتيان شد. او بلافاصله گفت مگر زرتشتيان خدا را مي پرستند؟!؟!؟! در هيچ كتاب معتبري اين موضوع كه زرتشتيان خداپرست نبوده و آتش را مي پرستيدند وجود ندارد...... هيچ آخوند و طلبه تحصيل كرده هم چنين چيزي را تاييد نمي كند...... در هيچ برنامه تلويزيوني هم چنين چيزي گفته نمي شود...... اما چرا همه ما چنين تفكري پيدا كرده ايم؟؟؟ چنين تفكري تاييد نمي شود اما در خون ما هست و به نسل ديگر منتقل خواهد شد. در هيچ كجاي دين اسلام آلوده كردن محيط زيست تشويق و تاييد نمي شود. پس چرا ما آلوده مي كنيم؟ يك نگاهي به كوههاي تهران و رودخانه هاي شهرهاي شمال بياندازيد!!! چنين عملي مورد قبول نيست، اما در خون ما هست و به نسل ديگر منتقل خواهد شد. به فرهنگ ما ايرانيان چيزي تزريق شد كه نسل به نسل منتقل مي شود. حسابش را بكنيد اگر اين انتقال نسل به نسل قرن به قرن ادامه پيدا كند چه ريشه يي پيدا مي كند. اين تزريق، شستشوي مغزي ما ايرانيان بود كه اگر مي خواهيد مسلمان باشيد بايد از خود بيرون آييد چون شما كافريد. زرتشتيان بت پرستند _ مسيحيان نجس و يهوديان مطرود. پس فرهنگ ما مسلمانان ايراني اين شد كه هر چيز غير اسلامي را از خود برانيم و دور كنيم و مسخره كنيم. فكر مي كنيد براي چي آثار تاريخي _ معماري و كهن ايراني به تاراج مي رود يا نابود مي شود ولي مملكت و سيستم حكومتي تكان نمي خورد؟ آيا در جهان سيستم حكومتي هست كه از تاراج رفتن آثار تاريخي خود بي تفاوت باشد؟؟؟ فكر مي كنيد براي چي با هر عاملي كه نابودكننده فرهنگ و تاريخ كهن ايران باستان باشد، برخورد آنچناني نمي شود؟ آن وقت مي گويند تهاجم فرهنگي غرب. در فاجعه جيرفت رئيس نيروي انتظامي در يك مصاحبه رسمي تلويزيوني گفت از ما نخواستند و دستور ندادند كه آنها را دستگير كنيم!!!!!! يا فكر مي كنيد براي چي «بانوي آسماني» در نظر خود به تيراژه مي نويسد گذشته ها گذشته است آنها را فراموش كن...... چرا اسلام كه متعلق به 1400 سال پيش است، گذشته محسوب نمي شود؟ زيرا باارزش است. پس ارزش ها را نمي توان فراموش كرد و ارزش ها قابل پاك شدن و حذف شدن نيستند...... نابودي فرهنگ ايراني مورد تاييد هيچ كس نيست، اما در خون ما هست و به نسل ديگر منتقل خواهد شد. مدرك زنده ديگر ما گفته «عشق ملكوتي» است كه براي تيراژه نوشته است: «چون ما ايراني هستيم دليل نميشه از دين صرفنظر كنيم و به بي اعتقادي تمايل نشون بديم اگه چنين باشد كه شما ميفرماييد پس بايد دين اسلام را كه ديني عربي است و خداي زيباي و مهربان مسلمانان را نديده بگيريم و به خداي ايرانيان عهد باستان كه همانا اتش بود برگرديم خودتان انصافا قضاوت بفرماييد اين يعني عينه شرك و بت پرستي». به عمق اين جمله «عشق ملكوتي» فكر كنيد...... اين جمله يعني ايرانيان حق ندارند مسلمان باشند و پيش شرط مسلمان شدن و پذيرش اسلام، عربي شدن و لگدمال كردن «ايران» است. نمي توان ايراني بود و مسلمان نيز هم. فقط با عربي شدن مي توان مسلمان بود!!! اين يعني موفقيت و پيروزي سياست اعرابي كه ايران را تصاحب كردند. امروزه ديگر نيازي به وجود اعراب نيست. زيرا جوانان ايراني هم اطلاعي از دين زرتشتي ندارند، هم بر ضد آثار تاريخي خود عمل مي كنند و هم اين اعتقاد را دارند كه با ايراني بودن نمي توان مسلمان بود!!!!!! فكر مي كنيد براي چي صدا و سيماي جمهوري اسلامي در سريال هاي جلف و پوچ خود، هر روزه در پس پرده داستان اين سريال ها كه به خورد مردم ايراني مي دهد، هر كس شخصيت خلاف و جلف و منفي در اين فيلم ها داشته باشد فقط نام هاي اصيل ايراني مانند: هوشنگ _ بيژن _ كامران _ كامبيز _ بهرام _ فريدون _ خسرو و... دارد!!! «جودي» عزيز در نظر خود به تيراژه نوشته بود اين ها عمدي و ضدايراني نيستند و فقط يك كوتاهي از طرف مسؤولان است. در صورتي كه داستان اين سريال ها فرقي نمي كند چي باشد. اين قانوني است كه در ساخت همه سريال هاي امروزي واجب و مشترك است!!! من چندين جوان زرتشتي را سراغ دارم كه به دليل مسخره شدن توسط جوانان مسلمان در هنگام اداي نماز زرتشتي، عبادت روزانه خود را كنار گذاشته اند!؟!؟!؟ آيا اگر يك جوان مسلمان در ميان جوانان زرتشتي نماز بخواند مورد تمسخر قرار مي گيرد؟؟؟ حتماً با تعجب مي پرسيد: وا، مگر زرتشتيان هم نماز روزانه دارند؟؟؟؟؟؟ بله، خيلي چيزها راجع به اين دين پاك است كه متأسفانه شما نمي دانيد. در دين زرتشتي 5 وعده نماز و عبادت روزانه وجود دارد كه به زبان مادري و رو به آسمان خوانده مي شود. ديگر نيازي به اعراب نداريم آري، خون ما ايرانيان بايد پاك شود. "&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-115628095932921197?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/115628095932921197/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=115628095932921197' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/115628095932921197'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/115628095932921197'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/08/blog-post.html' title='خود زنی ایرانیان بر اثر شستشوی مغزی تاریخی'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-115138031167189602</id><published>2006-06-26T20:46:00.000-07:00</published><updated>2006-06-26T20:51:51.686-07:00</updated><title type='text'>مهاجرت ، کارستان کاستی ها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;دوستم که به ایران رفته بود از دیدن آن که زرتشتیان زیادی در فکر بستن چمدان و مهاجرت به آمریکا از طریق هایاس هستند شوکه شده بود. تلفنی که با من صحبت کرد به این نتیجه رسید که باید نامه ای تهیه کند و به هفته نامه امرداد بدهد تا برای آگاهی زرتشتیان در آن نشریه چاپ شود. و این کار را هم کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این دوست نازنین من البته در این چند ساله توفیق سفر به ایران را نیافته بود&lt;br /&gt;پیش از سفرش بارها با او در این باره صحبت کرده بودم. به این دوستم یادآوری کرده بودم که مهاجرت اینبار زرتشتیان از ایران به آمریکا بی شباهت به مهاجرت آنان از یزد و کرمان به تهران نیست اگرچه تفاوت های زیادی با آن داشته باشد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به این دوستم گفته بودم در زمان مهاجرت زرتشتیان از یزد و کرمان به تهران البته شخصیت فعال و اندیشمند و &lt;span style="color:#006600;"&gt;صاحبنظری&lt;/span&gt; چون روانشاد &lt;span style="color:#009900;"&gt;کیخسرو شاهرخ&lt;/span&gt; باعث &lt;span style="color:#006600;"&gt;پایداری&lt;/span&gt; زرتشتیان شد و پس از &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مانکجی &lt;/span&gt;که به عنوان اندیشمند و صاحبنظری آگاه  باعث &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;نجات&lt;/span&gt; زرتشتیان شد  باید برای پدید آمدن کیخسرو شاهرخ در جامعه ایران با همه مشخصاتی که داشت خدا را شکر کرد.&lt;br /&gt;دوستم هر بار سری تکان می داد و بی تفاوت از کنار این موضوع می گذشت . تا اینکه مردمی که او را می شناختند و به او اطمینان داشتند دورش را گرفتند و از او خواستند هموند یکی از انجمن های زرتشتیان اینور آب بشود . پس از مدتی شنیدم به خاطر محبوبیت و ذکاوت و مدیریتی که دارد به سمت ریاست همان انجمن هم انتخاب شده است&lt;br /&gt;چندی از این قضیه نگذشته بود که اینبار دوباره موضوع هماهنگی میان انجمن های زرتشتی و دست یابی به راه حلی برای خیل مهاجران زرتشتی و چگونگی همیاری در این باره پایه بحثمان شد که ناگهان پرسید: &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;مگر کیخسرو شاهرخ چه کرد برای زرتشتیان مهاجر؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گفتم : هیچ &lt;span style="color:#993399;"&gt;فقط قبرستان! برایشان درست کرد و معبدی و مدارسی چند&lt;/span&gt;. همین و همین&lt;br /&gt;دوستم که از پاسخم تعجب کرده بود گفت مگر ساختن ارامگاه چه اهمیتی می تواند داشته باشد &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گفتم آنقدر اهمیت دارد که امروز هم هنوز ما به اهمیت آن پی نبرده ایم  &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;:گفتم &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;em&gt;اگر اینهمه انجمن و گروه و دسته زرتشتی که اینجا اینور آب تأسیس شده قادر باشند دست در دست هم با مطالعه و بررسی به شناخت کاملی از جامعه زرتشتیان مهاجر برسند و سپس با مشخص کردن نیازها ی بلند مدت و کوتاه مدت این جامعه بر اساس شناختی علمی، راه های رسیدن به اهداف و برطرف کردن نیازها را تبیین کنند رویهم رفته می شوند کیخسرو شاهرخ سد سال پیش&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دوستم که نظری بلند دارد و دلی پاک، بعد از کمی تأمل گفت:" چطور می شود اینکار را کرد؟"&lt;br /&gt; گفتم: "نمی دانم"&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-115138031167189602?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/115138031167189602/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=115138031167189602' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/115138031167189602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/115138031167189602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/06/blog-post.html' title='مهاجرت ، کارستان کاستی ها'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-114883822859013801</id><published>2006-05-28T10:43:00.000-07:00</published><updated>2006-05-28T15:48:02.293-07:00</updated><title type='text'>اهمیت التزام دولت به حقوق اولیه انسان ها</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;ماده ۱۹ هركس حق آزادى عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است كه &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابى نداشته باشد&lt;/span&gt; و&lt;span style="color:#993399;"&gt; در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن،&lt;/span&gt; به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات مرزى، آزاد باشد &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;ماده۱۶۱ - هر مرد و زن بالغ حق دارد بى هيچ محدوديتى از بابت نژاد و مليت يا &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مذهب&lt;/span&gt; ازدواج كند و تشكيل خانواده دهد &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;زن و شوهر از حقوق برابر در ازدواج و در طول مدت ازدواج و در انحلال آن برخوردار خواهند بود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#6600cc;"&gt;&lt;strong&gt;ازدواج تنها با رضايت كامل و آزادانه زن و شوهر صورت خواهد گرفت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;خانواده واحد گروهى طبيعى و بنيادين جامعه است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت برخوردار باشد &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#333399;"&gt;&lt;strong&gt;آزادى در انتخاب همسر در ماده پنجم اعلاميه اسلامى حقوق بشر نيز مورد تاكيد قرار گرفته است و نظر به اينكه برابر قواعد شرعى زن مسلمان حق ندارد به زوجيت مرد غيرمسلم درآيد در اعلاميه اسلامى حقوق بشر موضوع &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;محدوديت بر پايه مذهب&lt;/span&gt; به سكوت برگزار شده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;در ماده ۵ اعلاميه اسلامى حقوق بشر مقرر داشته است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;الف _ خانواده، پايه اوليه و زيربناى جامعه است و زناشويى اساس ايجاد آن مى باشد. بنابراين مردان و زنان حق ازدواج دارند و هيچ قيد و بندى كه بر پايه نژاد يا رنگ يا قوميت&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;-کلمه &lt;span style="font-size:130%;"&gt;مذهب&lt;/span&gt; حذف شده است-&lt;/span&gt; باشد نمى تواند از اين حق آنان جلوگيرى كند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;ب _ جامعه و دولت موظف است موانع را از سر راه ازدواج برداشته و راه هاى آن را آسان و از خانواده حمايت به عمل آورد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مفاد ماده ۱۶ دربردارنده چهار حكم با اهميت است كه با پايه هاى فرهنگى اسلام در تعارض است.&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;اين چهار حكم مهم عبارتند از&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;- &lt;span style="color:#993399;"&gt;زن و مرد حق دارند بى هيچ محدوديتى از حيث نژاد، مليت يا دين و ساير وضعيت ها با يكديگر ازدواج كنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#993399;"&gt;&lt;strong&gt;زن و مرد در امور مربوط به ازدواج و طلاق حقوق برابر دارند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#993399;"&gt;&lt;strong&gt;ازدواج حتماً بايد با رضايت كامل و آزادانه زن و مرد صورت گيرد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;خانواده ركن طبيعى و اساس جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.چنانچه مى دانيم در جوامع اسلامی ازدواج با انواع محدوديت ها و نابرابرى ها همراه بوده است و برخوردارى متفاوت زن و مرد از حقوق بسيار رايج است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color:#996633;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;مخالفت نماينده عربستان سعودى به هنگام بحث پيرامون اين ماده «اعلاميه جهانى حقوق بشر» به خوبى مبين موضوع فوق الذكر است. به اعتقاد اين نماينده نويسندگان اعلاميه فقط هنجارهاى پذيرفته شده تمدن غرب را در نظر گرفته و از تمدن هاى قديمى تر غافل مانده اند. تمدن هايى كه ديگر به هيچ وجه در مرحله تجربى نبوده و &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;حكمت شان را طى قرن ها ثابت كرده اند&lt;/span&gt;. اين موضوع به همراه حق تغيير دين موضوع ماده هجده اعلاميه جهانى حقوق بشر براى عربستان سعودى آنقدر حائز اهميت بود كه در راى گيرى نهايى در مجمع عمومى سازمان ملل متحد منجر به راى ممتنع اين كشور شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;اصل آزادى انتخاب همسر در قوانين ايران در موارد زير ناديده گرفته شده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;ازدواج قبل از بلوغ. موضوع مواد ۱۰۴۱ قانون مدنى كه مقرر مى دارد: عقد نكاح قبل از بلوغ با اجازه ولى و به شرط رعايت مصلحت مولى عليه صحيح است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;نكاح مسلمان با غيرمسلمان. موضوع ماده ۱۰۵۹ قانون مدنى كه مقرر مى دارد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;«نكاح مسلمه با غيرمسلم جايز&lt;span style="color:#cc0000;"&gt; نيست&lt;/span&gt;» &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;نكاح زن ايرانى با غيرايرانى. موضوع ماده ۱۰۶۰ قانون مدنى كه مقرر مى دارد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;ازدواج زن ايرانى با تبعه خارجى در مواردى هم كه مانع قانونى ندارد موكول به &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;اجازه مخصوص از طرف دولت&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;strong&gt;درحالى كه چنين محدوديتى اساساً براى مرد ايرانى وجود ندارد.در حقوق ايران حقوق زوجين در دو مبحث رابطه با فرزندان و روابط حقوقى فى مابين كه براساس مبانى شرعى تدوين شده اند در اشكال زير قابل ذكر است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#996633;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ماده ۷همه در برابر قانون مساوى هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضى كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و عليه هر تحريكى كه براى چنين تبعيضى به عمل آيد به طور تساوى از حمايت قانون بهره مند شوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اگر هرکدام از حقوقی را که د راینجا  آورده ام برای من و امثال من توسط دولت در ایران اسلامی حفظ شده بود امروز شاهد موج گسترده مهاجرت اقلیت های دینی و قومی به خارج از ایران نبودیم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قریب پنجاه سال در ایران زندگی کردم .بیشتر از ده سال در دستکم به زعم خود در خدمت فرهنگ و تاریخ و دین ایرانی بودم &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;اما هیچ گاه در این سال ها جرأت نکردم حقایق را آنگونه که هست بر زبان بیاورم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;بچه هایمان در ایران از اینکه با صدای بلند بگویند دینشانچیست، ابا دارند .چرا که می دانند مورد سوالات گوناگون قرار خواهند گرفت&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;بر اساس قانونی اسلامی و تبعیض آمیز اگر فرزندی از یک خانواده زرتشتی برود و مسلمان شود تمام دارایی خانواده را بالا می کشد که اغلب هم البته به همین خاطر مسلمان می شوند. &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;قانونی برای تشویق غیر مسلمانان به مسلمان شدن&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;اگر دختری عاشق پسر همسایه اش بشود ناچار باید مسلمان شود چون تنها راه ازدواج با فردی مسلمان ، مسلمان شدن است چرا که &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مسلمان نمی تواند با غیر مسلمان ازدواج کند&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;اگر دشمنی پیدا کنی و او شبی بخواهد تو را به ضرب چاقو از پای درآورد آنچنان مشکلی برایش پیش نخواهد آمد . در اسلام قصاص بر اساس قوانین اسلامی است و در قوانین شرعیه نامسلمان نه تنها با مسلمان مساوی نیست بلکه قابل قیاس نیست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;حتا در خارج از مملکت هم با وجود آنکه کیلومترها از آنها دورم هنوز جرأت ندارم واقعیات را بنویسم&lt;/span&gt; . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#996633;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-114883822859013801?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/114883822859013801/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=114883822859013801' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/114883822859013801'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/114883822859013801'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/05/blog-post_28.html' title='اهمیت التزام دولت به حقوق اولیه انسان ها'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-28047749.post-114757173556581016</id><published>2006-05-13T18:49:00.000-07:00</published><updated>2006-05-13T19:06:36.730-07:00</updated><title type='text'>مهاجرت : بحثی جدی و جدید</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;با آغاز مهاجرت تعداد زیادی از زرتشتیان به خارج از کشور در سال نو موج جدیدی از مهاجرت که باید آن را موج چهارم این حرکت دانست همراه با مشکلاتی که خاص زرتشتیان است بروز کرده است. این مساله که البته هنوز هم بحث داغ و مهم در بین زرتشتیان ساکن در ایران است را&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt; باید ادامه مهاجرت زرتشتیان دانست که شاید از &lt;span style="color:#990000;"&gt;هزار و چهارصد&lt;/span&gt; سال پیش تا اکنون آغاز شده است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#cc0000;"&gt;این که گریز از میهن و کشش به کشورهای غربی و به ویژه آمریکا چه فواید و مضراتی برای این قوم کوچک دینی ایرانی خواهد داشت می تواند موضوع نوشتارهای زیادی باشد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#3333ff;"&gt;سایت امرداد چشم انتظار نوشتارهای شما در این رابطه است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/28047749-114757173556581016?l=amordad10.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad10.blogspot.com/feeds/114757173556581016/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=28047749&amp;postID=114757173556581016' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/114757173556581016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/28047749/posts/default/114757173556581016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad10.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='مهاجرت : بحثی جدی و جدید'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
